آشفتگان
آشفتگی
Once a Girl when having a conversation with her lover, asked يك بار دختري حين صحبت با پسري كه عاشقش بود، ازش پرسيد I really don't know the reason, but I can prove that I love U من جدا"دليلشو نميدونم، اما ميتونم بهت ثابت كنم The Girl felt very satisfied with the lover's answer دختر از جوابهاي اون خيلي راضي و قانع شد If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore اگه عشق هميشه يه دليل ميخواد مثل همين الان، پس ديگه براي من دليلي واسه عاشق تو بودن وجود نداره Immature love says: "I love you because I need you" "عشق خام و ناقص ميگه:"من دوست دارم چون بهت نياز دارم به یادداشته باش انچه راکه اکنون داری زمانی ارزویش را میکردی. Remember that what you have now was once among that thing you only for. Epicurus _Greece عاقل ترین ها و ابله ترین ها هرگز تغییر نمیکنند. Only the wiset and the least never chang. Confucius _china از دایره زمان برون ای و پای به دایره عشق گذار. Come out of the circle of time and into the circle of love. Jala ud _persia تو شاید تاخیر کنی ولی زمان تاخیر نمیکند. You may delay but time will not. Benjamin franklin در پی به دست اوردن ارزش ها باشید.نه در پی کسب موفقیت. Try not to become a man of success but rather try to become a man of value. Albert enistein « شاملو » « دكتر شريعتي » «حكيمي » را از “عشق” پرسيدند ، گفت : « فرشته » از سنگ پرسيد : چرا از خدا نمی خواهی که تو رو انسان کنه؟ ---------------------------------------------- تنها فرق بین موفقیت و شکست ، نوع نگاه است --------------------------------------------------- در زندگی تا وقتی توقف نکردهاید، مهم نیست چقدر آهسته حرکت میکنید.مهم این است که حرکت میکنید ------------------------------------------------------------------------------------------------------------- برای رسیدن به قله های موفقیت وجدانت را خاک کن. بار وجدان برای رسیدن به این قله بسیار سنگین است... ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------- تو یه بار بیشتر زندگی نمی کنی . پس اون جور زندگی کن که دوست داری ---------------------------------------------------------------------------- افلاطون میگه : اگه با دلت کسی یا چیزی رو دوست داشتی زیاد جدی نگیرش. چون کار دل دوست داشتنه... درست مثل کار چشم که دیدنه ... ولی اگه کسی رو با عقلت دوست داشتی بدون داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه !!!. دکتر شريعتی می گويد دوست داشتن برتر از عشق است. منظور دکتر از عشق، عشقی است که با يک نگاه و بدون شناخت بوجود آمده باشد.(آنچه که مرسوم بوده) بين پسر و دختر بطور غريزی احساساتی وجود دارد که وقتی شدت می گيرد با عشق اشتباه گرفته می شود(هوس) ، منظور دکتر اينچنین عشقی است.- شيفتگی و دلباختگی . شايد آن روز که سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد کرد )) خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبارست. شكيبايي با ديگران، عشق است. شكيبايي با خود، اميد است. شكيبايي با خدا، ايمان است ، چراكه بعضي از بزرگترين هداياي خداوند، دعاهاي بيجواب است. نميتوانستيم ياد بگيريم. آن احساس وجود دارد. اما خداوند هرگز به ما رويايي نميدهد كه توان تحقق بخشيدن بدان را نداشته باشيم. خاص خودشان را خواهند داشت. آنچه از همه مهمتر است شناخت عقلاني و صحيح از زندگي و شخصيت خودمان است، كه حتي از ايمان نيز مهمتر است. ايمان بدون شناخت به احساس ورزيدنهاي كور و افراطي ميانجامد. بپذيرم و شهامتي، تا آنچه را ميتوانم تغيير دهم و خردمندياي تا تفاوت ميان آن دو را بازشناسم. دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم عشق ور زيدن ضمانت تنها نشدن نيست من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم، نگاهت را مگیر از من...که با آن عالمی دارم! قدر دست هایم را بیشتر دانستم و قدر چشم هایم را و تازه فهمیدم چه شكوهی دارد... ایستادن بر روی دو پا آن لحظه كه...به زمین خوردم!!! به او بگویید دوستش دارم، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد کسی هست درین شهر هواخواه نگاهت نشسته است نگاهی غریبانه به راهت مبادا که نیایی... آنقدر رفته ای که تمام درهای باز مانده به یاد تو روی پاشنه های انتظار پوسیده اند... خندیدم ، خندید ... اشکهام را افتاد ، اونم شرشر گریه کرد !! دلم براش سوخت نازش کردم اما دستم سوخت !؟ آخه دلش گــر گرفته بود به او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش را میشناسم ، به او که عمق نگاهش را میفهمم، به او که ..... بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است معبودم سکوتم را از صداي تنهاييم بدان .. نميخوانم و نميگويم چون درونم هيچ بوده و تو آمدي برايم قصه هايي از عشق سراييدي و به من قصه باران آموختي ميداني قصه باران قصه شستن غمهاست و درون انسانها پر از غم و تنهايي است ونگاهم به باران تو افتاد و ناگهان تمام تنهاييم را فراموش کردم و به تو و داشتن تو ميبالم تنهاتر از يک برگ با باد شاديها محجورم درآبهاي سرور آور تابستان آرام ميرانم به او بگویید دوستش دارم، به او که گل همیشه بهارمن است، به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است وبه او که عشق جاودانه من است کاش زندگی شعر بود تا برایش یک دنیا شعر می سرودم تا با آهنگش در خلوت بی کسی هایش هیچوقت تنها نماند کاش زندگی قصه بود تا برایش یک دریا قصه می گفتم تا همسفر با ماهیهای آزاد همیشه اقیانوس خوشبختی را پیدا کند یادگارهای سبز سالهای بهار افشان تیک تیک لحظه های دور از تو و عبور غریبانه ترین چکاوک های عاشق... مسافر! انتقام غریبی است رفتنت!! برای دیدن من دلت را دیده کن دیدی که تنهایم؟! از عشق پرسیدم نام دیگر تو چیست؟ زبان سرخش را در آورد و گفت: "سر سبزی که بر باد می رود"!!! دير گاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام.... محبت ره به دل دادن صفاي سينه ميخواهد به ياد يکدگر بودن دلي بي کينه ميخواهد اگر دورم ز ديدارت دليل بي وفايي نيست وفا ان است که نامت را هميشه بر زبان دارم وفا آن است که نامت را نهانی زیر لب دارم نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد سر گشته ام از این همه راهی که ندارم گاهی که تو را دارم و گاهی که ندارم من مانده ام و لایق تیغی که نبودم من مانده ام و فرصت آهی که ندارم کنار آشیان تو آشیانه می کنم فضایه آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند بخاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می کنم ویلیام شكسپیر میگه : زمانی كه فكر می كنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری یكی یه گوشه دنیا هست كه واسه دیدنت لحظه شماری می كنه... نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني! حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي! نگاهت نمي کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني! صدايت نمي زنم ..... زيرا اشک هاي من براي تو بي فايده است! فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی بر خوردهای سرد را... اگه از بوي گلي خوشت نيومد تو رو خدا شاخه هاشو نشکون.... ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم ... اين عشقي که به من بخشيدي براي هميشه زنده خواهد ماند تو هميشه آنجا هستي ،هنگاميکه فرو افتم ضعف مرا مي ستاني و به من نيرو وقدرت مي بخشي و براي هميشه دوستت خواهم داشت و در کنارت مي مانم همچو فانوسي در تاريکترين شبها بالهايي خواهم بود، که در طول پرواز ياري ات خواهم کرد و در طوفان سر کش ،سر پناهي براي تو خواهم بود ...
Why do you like me..? Why do you love me?
I can't tell the reason... but I really like you
You can't even tell me the reason... how can you say you like me?
How can you say you love me?
چرا دوستم داري؟ واسه چي عاشقمي؟
دليلشو نميدونم ...اما واقعا"دوست دارم
تو هيچ دليلي رو نمي توني عنوان كني... پس چطور دوستم داري؟
چطور ميتوني بگي عاشقمي؟
Proof ? No! I want you to tell me the reason
Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful,
because your voice is sweet,
because you are caring,
because you are loving,
because you are thoughtful,
because of your smile,
ثابت كني؟ نه! من ميخوام دليلتو بگي
باشه.. باشه!!! ميگم... چون تو خوشگلي،
صدات گرم و خواستنيه،
هميشه بهم اهميت ميدي،
دوست داشتني هستي،
با ملاحظه هستي،
بخاطر لبخندت،
Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma
The Guy then placed a letter by her side
Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?
No! Therefore I cannot love you
Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you
Because of your smile, because of your movements that I love you
Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكي كرد و به حالت كما رفت
پسر نامه اي رو كنارش گذاشت با اين مضمون
عزيزم، گفتم بخاطر صداي گرمت عاشقتم اما حالا كه نميتوني حرف بزني، ميتوني؟
نه ! پس ديگه نميتونم عاشقت بمونم
گفتم بخاطر اهميت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نميتوني برام اونجوري باشي، پس منم نميتونم دوست داشته باشم
گفتم واسه لبخندات، براي حركاتت عاشقتم
اما حالا نه ميتوني بخندي نه حركت كني پس منم نميتونم عاشقت باشم
Does love need a reason?
NO! Therefore!!
I Still LOVE YOU...
True love never dies for it is lust that fades away
Love bonds for a lifetime but lust just pushes away
عشق دليل ميخواد؟
نه!معلومه كه نه!!
پس من هنوز هم عاشقتم
عشق واقعي هيچوقت نمي ميره
اين هوس است كه كمتر و كمتر ميشه و از بين ميره
Mature love says "I need you because I love you"
"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays"
"ولي عشق كامل و پخته ميگه:"بهت نياز دارم چون دوست دارم
"سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه"








“شايد انسان سرانجام بتواند روزي دنيايي شايسته ي نام خود بسازد. هنوز فرصت از دست نرفته است. به عمر ما وصلت نمي دهد ، مسلم
است، ولي ما به اميد زنده ايم.”
” خدایا به هرکه دوست می داری بیاموز عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر آن که دوست تر می داری بچشان که دوست داشتن از
عشق نیز برتر است .”

” پرنده اي است كه چيزي بر نمي چيند ، مگر دانه قلب را !
“
سنگ گفت : هنوز آنقدر سخت نشدم که انسان بشم.
حرفی رو بزن که بتونی بنویسیش
چیزی رو بنویس که بتونی امضا کنی
و چیزی رو امضا کن که بتونی پاش بایستی
![]()

او ميگذارد كه سختيهاي زندگي را تجربه كنيم تا درسهايي بياموزيم كه در هيچ شرايط ديگري
ياد گرفتن اين درسها به معناي انكار احساس ناراحتي نيست، بلكه يافتن مفهومي است كه در زير
اما از اين سخنان زيبا كه بگذريم، كه بيشك هر كدام در بخشهايي از زندگيمان كاركردهاي
اين دعا را هميشه دوست داشتهام: خدايا به من بينشي عطا كن تا آنچه را نميتوانم تغيير دهم،


| :قالبساز: :بهاربیست: |




